سامیارسامیار، تا این لحظه: 15 سال و 16 روز سن داره

پسر خودم

فقط ده هفته دیگه مونده

پسر عزیزم 30 هفته گذشت یعنی تو 30 هفته است توی دلمی باورکردنش سخته ولی هر وقت به دلم نگاه می کنم باورم میشه آخه الان دیگه دل مامانت خیلی بزرگ شده خوابیدنم خیلی سخت شده مخصوصا شبا اصلا نمی تونم بخوابم بجاش روز خوابمو جبران می کنم . از اول مرداد دیگه نمیرم سرکار یکم زود مرخصیمو شروع کردم ولی مامان جون شنیدم این دوماه آخرو باید خیلی استراحت کنم تا تو خوب وزن بگیری و سالم بدنیا بیای باباییت از مسافرت اومد و یه عالمه چیزای خوشگل برات آورده ولی هنوز اتاقتو نچیدم بابایی باید یکم برات وقت بذاره و سرویس خوابتو آماده کنه من خیلی ذوق دارم زود اتاقت آماده شه ولی خوب بابایی هم یکم گرفتاره ایشاا... یکی دو هفته دیگه اتاقت آماده میشه پسر گلم ...
12 مرداد 1390

مسافرت بابايي

سلام به گل پسرم امروز باباييت داره تنهايي بدون من ميره مسافرت داره ميره دبي واسه پسرگلم يه عالمه چيزاي قشنگ بياره مي دوني قرارشد بابات بره اونجا تمام وسايلتو از اونجا بياره. بابايي خيلي اصرار كرد كه منم باهاش برم مي‌دوني آخه تا حالا باهم خيلي مسافرت رفتيم و خيلي بهمون خوش گذشته ولي پسر گلم مامان يكم ترسيد نكنه تو مسافرت واست خداي نكرده اتفاقي بيفته واسه همين ترجيح دادم همينجا بمونم و بابايي قرارشد با دوستش بره. اين بار اوله كه بابايي ميره دبي خودمم تا حالا نرفتم ولي اميدوارم به باباييت خوش بگذره قرار شد تو كه اومدي دوباره هر سه تا باهم بريم و كلي خوش بگذرونيم. خلاصه بايد 5 شب برم خونه مامان بزرگ و بابابزرگ اونجا بهم خوش مي&zw...
9 مرداد 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسر خودم می باشد